تبليغاتX
چتر
شعر
شهر در كوچه هايش پهن ميشود خيابان

 به درازي بزرگراهيست براي رسيدن به تو

از ميان كوير پهن ميشوم ..

توي ماشيني كه سايه اش دراز ميشود 

تا شب پهن شود روي كوير

باد خارهارا دست تكان ميداد

 و من چون رهبري از ميانشان به جنگ ميروم ...

با روشن شدن چراغ ماشين شهرت را فتح ميكنم

 و با يك بزرگراه افتحار

زباله ات را جمع خواهم كرد ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 17:5  توسط جمال محرمی  |